على اصغر شميم

37

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

شده بود از جاى نجنبيد و در همان هنگام بار ديگر سرداران لطفعلى خان به او خيانت كردند و به بهانه‌ى آن‌كه خان قاجار قبلا از اردو گريخته است او را از حمله به سراپرده‌ى خان بازداشتند و اين واقعه كه در شبى تاريك و هولناك روى داد ، سرنوشت دولت زنديه و آينده‌ى دولت قاجار را تعيين كرد . زيرا فرداى آن شب خيانت سرداران بر پادشاه زند ثابت شد و نيز معلوم گرديد كه با تبليغات ناروا سپاه او را متفرق كرده‌اند . ناچار براى آخرين كوشش و تلاش در راه مقاومت با حريف ، اردوى پراكنده را رها كرده ، به اميد تهيه‌ى قوا به جانب كرمان گريخت و آغا محمد خان فاتحانه وارد شيراز شد و در عمارت كلاه‌فرنگى وكيل با عنوان سلطنت فارس مورد پذيرايى قرار گرفت . آنگاه امر داد كه قبر وكيل را شكافتند و جنازه‌ى او را به تهران بردند و در زير پايه‌ى تخت سلطنت كه بايستى بر آن تكيه كند دفن كردند و نيز به امر خان كليه‌ى عيال و اولاد زنديه را كه در شيراز بودند مانند اسراى جنگى به تهران بردند و برج و باروى شيراز را با خاك يكسان كردند . فاجعه‌ى كرمان 1208 - 1209 هجرى قمرى مساعدت و يارى مردم كرمان با شاهزاده‌ى زند كه خود مدتى در زمان حيات پدرش بر آن شهر حكومت كرده بود ، چنان آتش كينه و غضب خان قاجار را برافروخت كه خود به فتح آن شهر همت گماشت . در اين لشكركشى بيش از 5 هزار از سپاهيان او در بيرون دروازه و در كوچه‌هاى كرمان به دست لطفعلى خان و همراهان معدود و متهور او نابود شدند و سرانجام نيز بر لطفعلى خان دست نيافت و چون وى از كرمان گريخت و سپاه او متفرق شدند ، آغا محمد خان وارد كرمان شد و دمار از روزگار مردم بينواى آن شهر درآورد . امر داد تا 8 هزار نفر از زنان و دختران شهر را ميان سپاهيان قاجار تقسيم كردند و عده‌ى كثيرى را به قتل رسانيدند و جمعى را كور كردند . « . . . جميع مردان بلد را به حكم وى يا كشتند يا كور كردند . منقول است كه عدد كسانى كه از چشم نابينا شدند به هفت هزار رسيد و عدد قبلى نيز از اين متجاوز بود . كسانى كه در اين بليه شامل نشدند نه به سبب رحم كسى يا گريز خود بود ، بلكه بدين‌جهت كه دست جلادان از كثرت عمل از كار بازماند . گويند آغا محمد خان حكم كرد كه به وزن مخصوصى يعنى چند من چشم از براى او ببرند و هيچ استبعادى ندارد » . « نقل از تاريخ ايران - سرجان ملكم » سياست خشن و بىرحمانه خان قاجار كه از لحاظ بشردوستى و انسانيت نفرت‌انگيز و